|
پسر به دختر گفت اگه یه روز به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تموم وجود تقدیمت کنم دختر لبخندی زد وگفت ممنونم.تا اینکه یه روز اون اتفاق افتاد.حال دختر خوب نبود... نیاز شدید به قلب داشت...از پسر خبری نبود...دختر با خودش میگفت:میدونی که من هیچ وقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی...ولی این بود اون حرفات؟... حتی برا دیددنم هم نیومدی شاید من دیگه هیچ وقت زنده نباشم ارام گریست و دیگر هیچ چیز نفهمید... چشمانش را باز کرد دکتر بالای سرش بود به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده است؟ دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقعیت انجام شد.شما باید استراحت کنید... در ضمن این نامه برای شماست... دختر نامه رو براداشت اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد بازش کرد ودرون ان این چنین نوشته شده بود:سلام عزیزم الان که این نامه رو میخونی.من در قلب تو زنده ام از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیزاری قلبمو بهت بدم.پس نیومدم تا بتونم این کار را انجام بدم امیدوارم عملت موفقعیت امیز باشه(عاشقتم تا بی نهایت)دختر نمی تونست باور کنه... اون این کار رو کرده بود... اون قلبشو به دختر داده بود... ارام اراماسم پسر رو صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد و به خودش گفت چرا حرفشو باور نکردم... ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 18:39 توسط افشین |
|
|
چند وقته که میبینم بهترین دوستم یعنی ( مهدی ) تو وبلاگش مطلبای بسیار زیبا و احساسی میگذاره منم به خودم گفتم که حیفه اگه به شما دوستای خوبم نگم . این آدرس وبلاگشه http://www.life-is-love2007.blogfa.com/ برید حتما سر بزنید واین آپهاشو بخونید . مطمئن باشید که ضرر نمی کنید و اگر ضرر کردید من جبران می کنم
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 9:56 توسط افشین |
|
|
لینک ثابت|
سه شنبه 18 تیر1387ساعت 10:20 توسط افشین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو طراح قالب |
|
سلام به همه
من افشین 20 ساله دانشجوی رشته کامپیوتر ساکن قلب ایران ( یزد ) هستم . امیدوارم هر کجا که هستید موفق و پیروز باشید . |
|
اسفند 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 |
![]() |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها: |
|
RSS
|