|
تو همون بودی که من خوابشو دیدم تو همونی که می خوام براش بمیرم تو همون فرشتهای از جنس آدم تو واسم نشونه از خدای عالم تو همونی که تو خنده هام شریکی توی درد و غصه هام واسم طبیبی تو همون رویای پاکی که توی شبهای من بود تو یه قطره از خدایی تو همون بودی و هستی که می خوام براش بمیرم از خدا خواستم همیشه پیش تو آروم بگیرم تو واسم دنیای عشقی تو تموم لحظه هامی تازه میشه رو هجومم وقتی که تو پا به پامی از خدا می خوام همیشه که کنار تو بمونم شمع باش پروانه میشم تا کنار تو بسوزم وقتی چشمات گریه می کرد آرزوم بود که بمیرم کاش بودم کنارت ای گل تا که دستاتو بگیرم تو یه قطره از خدایی
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 9:13 توسط افشین |
|
|
می خوای برات قانون عشق این دوره و زمونه را بگم که خودمم تجربش کردم ، پس بخون ..... قانون عشق: يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميكنه ... چون يك چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يكي ديگه ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه....... خوب چرا ناراحت میشید همینه نه کم نه زیاد ، همه ی عشقای این زمونه همین جوریه حالا امکان داره بر عکس باشه که اول دختر عاشق بشه ولی آخرش همینه که براتون نوشتم . ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 9:3 توسط افشین |
|
|
داني كه چرا زميوه ها سيب نكوست نيمش رخ عاشق است و نيمش رخ دوست
آن زردي و سرخي كه درآن مي بيني زردي رخ عاشق است و سرخي رخ دوست. آن دوست كه بي وفاست دشمن به از اوست... آن نقره كه بي بهاست آهن به از اوست.
آن كس كه مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود كه به شوق من آمده باشد، رهگذري بود روي برگهاي خشك پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود كه من گمان ميكردم ميگويد: دوستت دارم هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو:
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 21:12 توسط افشین |
|
دیدم شعری ، مطلبی به ذهنم نمی رسه گفتم یه چنتایی عکس بزارم اقلا بی چیز نباشه وبلاگم . برای دیدن بقیه عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید. ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 18:36 توسط افشین |
|
|
می میرم و این غم با خود ببرم تو سکوت نفسام تو را به یادم بیارم این شعرو که می بینید خودم گفتم نظر بدید ببینم که استعداد دارم یا نه ؟
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 19:11 توسط افشین |
|
گویا عشق یک خیال است گویا تمام احساساتمان از قلبی یخی سرچشمه دارد گویا به هم عشق می ورزیم در حالی که معنای عشق را نمی دانیم گویا با عشق زنده ایم در حالی که هنوز عاشق نشده ایم گویا برای هم هستیم در حالی که در خیالاتمان با کس دیگری می خندیم پس همه ما مرده ایم نه زنده .
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 18:52 توسط افشین |
|
آری حقیقت دارد گریه های من در نتیجه دوری از تو آری گریه کردم خاطر دوری از چشمان تو آری گریه کردم برای تو آری...! ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 18:32 توسط افشین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو طراح قالب |
|
سلام به همه
من افشین 20 ساله دانشجوی رشته کامپیوتر ساکن قلب ایران ( یزد ) هستم . امیدوارم هر کجا که هستید موفق و پیروز باشید . |
|
اسفند 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 |
![]() |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها: |
|
RSS
|